دخترم بمیرم برات
جگرگوشه های مامان همیشه دعام اینه که هیچ بچه ای مریض نشه شما نازگلای منم کنار اونا اما گاهی اوقات انگاری خدا میخواد بهمون با مریضی یه چیزایی رو نشون بده که قبلا نمیدیدیم و شاکر نبودیم راستش شما عشقای من تو کار اذیت هستین فقط ......
همش میگفتم اینقد جیغ نکشید سرم رفت چقد شما فوزولید و چقد اذیتم میکنید و...... اما الان که عشق نازم فاطمه ماهم مریضه میگم مامانی پاشو فوزولی کن اینقد بی حال نباش.....
با امروز میشه سه روز که شما که عزیز دلم تب داری نمیدونم چه ویروسی و از کجا گرفتی چون ما دو هفته س خونه ایم و به خاطر گرمی هوا بیرون نرفتیم که شما عسلام مریض نشید که شدید شب قبل مریضیت تا صبح چندبار بیدار شدی و همش تو خواب غرغر داشتی صبح که بیدار شدی اومدی بغلم اینقد داغ بودی که نگوو هر چهار ساعتی باید استامسنوفن بدم بهت اگه نه تبت میره بالا دیروز 5ساعت گذشت ندادم بهت ببینم تب میکنی یا نه رسید تبت به 38/5 و سریع شیاف زدم از دفه پیش که شماها مریض شدید و تب داشتید کلی میترسم
اینقد دیروز گریه کردم سرم داشت از درد میترکید قرص هم اثر نمیکرد شماهام دوتایی فقط اذیت داشتید
فاطمه که چون مریض بود همش میخواست بغلم باشه حانیه هم وقتی میدید اون بغلمه اونم گریه منم بغلت کن دوتایی بغلتون میکردم باز گریم میکردید که اینجوری اذیت میشید خلاصه کلی اذیتم کردید بردم دوتاییتون دکتر برای فاطمه دارو نوشت حاینه هم گفت خدارو شکر خوبه و هیچ علامتی نداره ایشالله که فاطمه م هرچه زودتر خوب شه و نازگل دیگم مریض نشه
راستی دخترا فردا پنج شنبه 24تیر 1394 رو میریم پیش مامان جون به خاطر عید فطر یه چندروزی تعطیله میریم یه آب و هوایی عوض کنیم باباتون بهم میگه تو مامان خونت اومده پاییین باید بریم یه رفلشی بشی ......
خوب برم که بابایی میخواد لب تاپ رو جمع کنه
ایشالله که هرچه زودتر گل ناز مامان حالت خوب شه.....
عاشقتوووووووووووونم



دخترم بمیرم برات 

