غربالگری مرحله اول
هفته دوازدهم بارداری
این هفته آزمایش غربالگری مرحله اول داشتم صبح ساعت هفت با باباجونتون رفتیم آزمایشگاه خون دادم جاش کمی سیاه شد بعدش رفتیم واسه سونوگرافی تا ساعت ده نشستیم تا دکتر اومد دیگه داشتم میترکیدم آخه گفته بود مثانه ت باید پر باشه کلی هم استرس گرفته بودم آخه از جوابش میترسیدم خلاصه رفتیم تو اتاق وای چه لحظه شیرینی بود وقتی دیدمتون اول از پایینیه شروع کرد دکتر به اندازه گرفتن
وای چقد قشنگ دست و پا میزدی چقد لذت میبردم وقت میدمتون
خیلی تو بچه خوبی بودی اندازه هاتو زودی دکتر گرفت وای فدای اون دست و پاهای قشنگت بشم من اما من خودم هنوز حرکت هاتونو حس نمیکنم خوب بعدش رفتیم سراغ قل دیگت اون وروجک پشتش به دکتر بود هرچی دکتر بادستگاش زد رو دلم تا برگردی دو سه بار من سرفه کردم اما صورت ماهتو به ما نمیکردی برمیگشتی تا دکتر میخواست اندازه تو بگیره زودی پشتتو میکردی به ما خلاصه سر تو وروجک کلی زمان برد تا اندازه تو بالاخره گرفت دکتر اونجا بهم گفت شما دوقلوهای همسان هستیید یا دوتا دخمل ناز میشین یا دوتا پسمل جیگر
دوست داشتم سیدی سونوگرافی تو میگرفتم اما به پذیرش دیر گفتم ونشد آخه تعریف حرکت هاتونو و شیطونی هاتونو که برای باباتون گفتم خیلی دوست داشت سیدی تون میبود که میدید
هفته دوازده هم اینطوری گذشت با لذت تمام ار دیدن شما دوقلوهای نازم
جواب غربالگریتونم خداروشکرخوب بود شما دوقلوهای نازم سالم سالم هستید خیلی خوشحالم
خدایا شکرت 

هفته پانزدهم بارداری
خیلی حوصله م سر رفته آخه همش خونه ام هفته پیش دکتر بودم دکتر گفت هنوز جفتت پایینه باید استراحت داشته باشی الان دیگه سه ماهه که من ازخونه فقط واسه دکتربیرون رفتم اونم با آژانس رفتم و برگشتم
حالا یه خبر خوب:
این هفته یه حرکت هایی رو حس میکنم اما خیلی ضعیفه حرکت ها مثل یه تق کوچولو تا اینکه یه روز بعد نماز ظهر دوباره اون حرکت رو حس کردم اونجا دیگه مطمئن شدم که حرکت شما دوتا عشق نازمه وای چقد لذت بردم نمیدونید چقد خدارو شکر کردم بابت این نعمت و هدیه هایی که بهم داده از خوشحالی اشک تو چشام جمع شد حس کردن این حرکت ها خیلی لزت بخشه
خیلی دوستتون دارم بی صبرانه منتظرم که کی باشه شما عشقای نازم دوقلوهای ماهم به سلامتی به دنیا بیاین




غربالگری مرحله اول
