هفته 31 بارداری
هفته 31 بارداری
دخترای طلای مامان نمیدونید روزا چقد دیر داره میگذره حسابی سنگین شدم گاهی اوقات دل درد و کمردرد میشم مدام تو راه دستشوییم خلاصه خیلی سخت شده برام خیلی هم خسته شدم شبها پاهام بدجور اذیتم میکنه جدیدا دستامم اضاف شده اگه شبا بابای خوبتون ماساژم نده نمیتونم بخوابم![]()
راستی این هفته دایی مهدی تون با زندایی جدیدتون اومدن خونمون اولین باری بود که من و زنداییتون همو میدیدیم آخه از دست شما دخترا من دیگه از وقتی باردارشدم نرفتم تربت اسفند بود که عقد کردن
زنداییتون دیگه کار آشپزی رو انجام میداد یه کم باباییتون این چند روزه استراحت کرد
راستی مامان جونتون ساک بیمارستانتون رو فرستاد نمیدونید چه لباسای خوشگلی براتون گذاشته خدا قوربون شما دخترام بشم کی باشه اینارو تنتون کنم تا بیکار میشم میرم لباسارو نگاه میکنم نمیدونید چقد ذوق دارم واسه دیدن شما نفسام.
راستی رفتم بهداشت صدای قلبتون رو شنیدم خیلی دلم تنگ شده واسه صدای قلب نازتون, تازه ضبط هم کردم توخونه همش گوش میکنم الهی که همیشه قلبتون برای من وبابایی خوب بزنه.
دوستون دارم عشقای مامان وبابا



هفته 31 بارداری 
