فرشته های مامانفرشته های مامان، تا این لحظه: 12 سال و 3 ماه و 23 روز سن داره
یکی شدن من وبابایییکی شدن من وبابایی، تا این لحظه: 17 سال و 6 ماه و 18 روز سن داره

هدیه های آسمانی

تراشیدن موی سر

1393/9/18 16:24
نویسنده : مامان زهرا
470 بازدید
اشتراک گذاری

جیگرهای ناز مامان سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااام

انشالله در سلامت کامل به سر ببرید

بعد از مدت ها الان تونستم بیام مطلب براتون بذارم

امروز سه شنبه 18 آذر 93 الان دوتاییتون ناز خواب خوابیدید دیروز خیلی اذیتم کردید سردرد شدم ار دست شما وروجکا دیگه بیشتر چیزهارو متوجه میشید مثل دعوا که میکنم باهاتون وقتایی که اذیت میکنید یه داد کوچولو میزنم شما که فاطمه خانم همچین میزنی زیر گریه که نگوووووووو گاهی اوقات الکی یواش دعوات میکنم لباتو کم کم آویزون میکنی که دیگه ببینی دعوام جدی شد بزنی زیر گریه الهی مامانی فدات شم عزیز دلم که اینقد تو زرنگی اما حانیه لوس مامان شما هرزگاهی با دعوای من گریه میکنی بیشتر تو چشام با مظلومیت تمام با لبای آویزون خیره میشی با همین کارت دلم به رحم میاد و دعوات نمیکنم دیگه وروجک زرنگم عاشقتم طلایی

جمعه 14 آذر بود که سو دوتاییتونو کچل کردیم آخو بیشتر موهای حانیه جونم داشت میریخت سر فاطمه جون رو قبلا کچل کرده بوده بودیم خیلی موهای خوبی درآورده بود برای همین موهای خانیه رو هم زدیم گفتیم دیگه شبیه هم بشن فاطمه رو هم موهاشو زدیم انشالله که تا عید نوروز موهاتو قشنگ در بیاد الان دیگه هرشب موهاتونو با روغن بادوم چرب میکنم

راستی شب قبل کچلیتون رفتیم خونه عمو اصغر تو راه تو ماشین بازم اذیت کردید به خصوص شما حانیه خانم دیگه شیشه دادم بهتون و لالایی خوندم  خوابیدید تو راه برگشت باز شما فاطمه خانم اذیت کردید یه جیغ ها میکشی که نگوووووووووو خلاصه اون شب تا رسیدیم و خوابیدید دو و نیم شب شد.....

راستی تو روروک سواری هم اوستا شدید دیگه همه جای خونه رو میرید فاطمه قشنگم اونروز رفت تو اتاق حانیه نازمم دیروز رفت تو آشپزخونه اینقدر با تعجب جای جدید که میرید نگاه میکنید اما حانیه تو آشچزخونه که بودی من دیگه اومدم بیرون تور و بر هی نگاه کردی دیدی تنهایی زدی زیر گریه.......  جدیدا هم خیلی ناز گریه میکنی تو گریه هات میگی او مَ مَ مَ......... فاطمه هم گریه های جیغی داره.............

اینم عکسای قبل و بعد کچلیتونمحبت

این فاطمه نفس مامانش

این هم حانیه عمر مامانش

گُلای ناز و خوشبوی زندگی من و بابایی عاشقتونیم

الهی همیشه دنیا به کامتون باشه

ハート のデコメ絵文字ハート のデコメ絵文字ハート のデコメ絵文字ハート のデコメ絵文字ハート のデコメ絵文字ハート のデコメ絵文字دوستون داریمハート のデコメ絵文字ハート のデコメ絵文字ハート のデコメ絵文字ハート のデコメ絵文字ハート のデコメ絵文字ハート のデコメ絵文字

پسندها (4)

نظرات (4)

خاله محدثه
27 آذر 93 15:15
جیگرای خاله محدثه چقدر با مزه شدید ماشالله هزار ماشالله
نفیسه ام دختر خاله ی دو قلو
29 آذر 93 18:26
خیلی دوست داشتم به تهران بیایم ولی درس داشتم ببخشید
نفیسه
29 آذر 93 18:41
سلام دوقلو ها من خیلی وقت شما را ندیدم شما مخواهید دندان در بی اوری من وباباو خواهرو مامان و خاله مهدثه ومامان جون ایشا الله عید ما می ایم خانه یتان موقعی که شما یکسالتان است
خاله محدثه
29 آذر 93 18:43
سلام خیلی خوشگل شدید