تراشیدن موی سر
جیگرهای ناز مامان سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااام
انشالله در سلامت کامل به سر ببرید
بعد از مدت ها الان تونستم بیام مطلب براتون بذارم
امروز سه شنبه 18 آذر 93 الان دوتاییتون ناز خواب خوابیدید دیروز خیلی اذیتم کردید سردرد شدم ار دست شما وروجکا دیگه بیشتر چیزهارو متوجه میشید مثل دعوا که میکنم باهاتون وقتایی که اذیت میکنید یه داد کوچولو میزنم شما که فاطمه خانم همچین میزنی زیر گریه که نگوووووووو گاهی اوقات الکی یواش دعوات میکنم لباتو کم کم آویزون میکنی که دیگه ببینی دعوام جدی شد بزنی زیر گریه الهی مامانی فدات شم عزیز دلم که اینقد تو زرنگی اما حانیه لوس مامان شما هرزگاهی با دعوای من گریه میکنی بیشتر تو چشام با مظلومیت تمام با لبای آویزون خیره میشی با همین کارت دلم به رحم میاد و دعوات نمیکنم دیگه وروجک زرنگم عاشقتم طلایی
جمعه 14 آذر بود که سو دوتاییتونو کچل کردیم آخو بیشتر موهای حانیه جونم داشت میریخت سر فاطمه جون رو قبلا کچل کرده بوده بودیم خیلی موهای خوبی درآورده بود برای همین موهای خانیه رو هم زدیم گفتیم دیگه شبیه هم بشن فاطمه رو هم موهاشو زدیم انشالله که تا عید نوروز موهاتو قشنگ در بیاد الان دیگه هرشب موهاتونو با روغن بادوم چرب میکنم
راستی شب قبل کچلیتون رفتیم خونه عمو اصغر تو راه تو ماشین بازم اذیت کردید به خصوص شما حانیه خانم دیگه شیشه دادم بهتون و لالایی خوندم خوابیدید تو راه برگشت باز شما فاطمه خانم اذیت کردید یه جیغ ها میکشی که نگوووووووووو خلاصه اون شب تا رسیدیم و خوابیدید دو و نیم شب شد.....
راستی تو روروک سواری هم اوستا شدید دیگه همه جای خونه رو میرید فاطمه قشنگم اونروز رفت تو اتاق حانیه نازمم دیروز رفت تو آشپزخونه اینقدر با تعجب جای جدید که میرید نگاه میکنید اما حانیه تو آشچزخونه که بودی من دیگه اومدم بیرون تور و بر هی نگاه کردی دیدی تنهایی زدی زیر گریه....... جدیدا هم خیلی ناز گریه میکنی تو گریه هات میگی او مَ مَ مَ......... فاطمه هم گریه های جیغی داره.............
اینم عکسای قبل و بعد کچلیتون
این فاطمه نفس مامانش


این هم حانیه عمر مامانش


گُلای ناز و خوشبوی زندگی من و بابایی عاشقتونیم
الهی همیشه دنیا به کامتون باشه
دوستون داریم



تراشیدن موی سر 


