پدر مهربانم روزت مبارک

من پدرم و مادرم را میخواهم
خیلی دوست دارم این روزا پیش پدر و مادرم باشم حیف که ازشون دورم بعضی اوقات خیلی دلم هواتونو میکنه مثل این روزا که روز پدر و مادره وقتی که دلم براتون تنگ میشه میشینم گریه میکنم اما چاره ای نیست جز تحمل دوریتون اما از همین راه دور دستای مهربون و زحمت کشتون رو میبوسم و براتون آرزوی سلامتی و طول عمر میکنم و ارتون میخوام منو به خاطر تمام نادانی هایی که کردم تمام اذیت هایی که کردم ببخشید و برام دعا و طلب بخشش کنید مامان و بابای خوبم خیلی خیلی دوستون دارم و همیشه دلم براتون تنگه
پدر عزیزم روزت مبارک
پدر! گرچه خانه ما از آینه نبود؛ اما خسته ترین مهربانی عالم، در آینه چشمان مردانهات، کودکیهایم را بدرقه کرد، تا امروز به معنای تو برسم
میخواهم بگویم، ببخش اگر پای تک درخت حیاطمان، پنهانی، غصههایی را خوردی که مال تو نبودند
ببخش اگر ناخنهای ضرب دیده ات را ندیدم که لای درهای بسته روزگار، مانده بود و ببخش اگر همیشه، پیش از رسیدن تو، خواب بودم؛ اما امروز، بیدارتر از همیشه، آمدهام تا به جای آویختن بر شانه تو، بوسه بر بلندای پیشانیات بزنم. سایهات کم مباد ای پدرم
دلم میخواهد به یکباره، تمام بغض تو را فریاد کنم.
پدر! میخواستم دربارهات بنویسم؛ گفتم: یداللّهی؛ دیدم، علی است. گفتم نان آور شبانه کوچه های دلم هستی؛ دیدم علی است. خلوص تو در عشق ورزیدن را نوشتم و روح تو را از هر طرف پیمودم، به علی رسیدم
آنگاه، دریافتم که تو، نور جدا شده ای از آفتاب علی هستی، تا از پنجره هر خانه ای، هستی را گرما ببخشی ؛ و اینگونه بود که علی علیهالسلام ، نماینده خدا و نبی شد و پدر، نماینده علی علیهالسلام.
تو را به من هدیه دادند و من امروز، تمامی خود را به تو هدیه خواهم کرد؛ اگر بپذیری.



پدر مهربانم روزت مبارک
