فرشته هام اومدن
دخترای نازم خوش اومدید
امروز دخترای قشنگ من 21 روزه شدن و من فرصت پیدا کردم بیام این اتفاق مبارک رو توی وبلاگشون ثبت کنم البته دخترای من عجله داشتن واسه اومدن اوایل ماه 9 بودم که وروجکای مامان کیسه آبشونو پاره کردن و اومدن یعنی 4/4/93 (27 شعبان 1435 ** 25 ژوئن 20114)دخترای قشنگم اومدن پیش ما
اونروز شانسمون گرفت که بابایی خونه بود ساعت های تقریبا 9 صبح بود که این اتفاق افتاد ماهم حسابی ترسیدیم من کلی گریه کردم زنگ زدیم اورژانس و سریع رفتیم بیمارستان میلاد خلاصه بابایی کارای پذیرش رو انجام داد ومن رفتم اتاق عمل دوبار آمپول به کمرم زدن اما بی حس نشدم تا بالاخره بیهوش کاملم کردن میگن چون ترسیدم باعث شد بی حس نشم ساعت 12:25 بود که یکی از شما خوشگلای مامان و 12:26 یکی دیگه از ناز نازی های مامان به دنیا اومدین خودمم ساعت 2 به هوش اومدم نمیدونید وقتی دیدم شما دخترای ماهم تو دلم نیستید چه حالی شدم کلی گریه کردم تا بالاخره بابایی رو دیدم و گفت که شما حالتون خوبه شما چون زردی داشتین مجبور شدیم 15روزی تو بیمارستان بمونیم
الانم که دارم مینویسم شما عشقای من شیرتونو خوردین وناز خوابیدین بقیه مطلب هارو بعدا مینویسم واستون الان تا بیدار نشیدین من هم بیام بخوابم که بدجور کمبود خواب دارم
دوستون دارم دخترای عزیزم



فرشته هام اومدن 


